مرتضى مطهري

151

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

موانع و عوايق اتحاد را كه همان ناهماهنگيها و ناهمواريها و پست و بلنديها و دست اندازها از ناحيهء مواهب اجتماعى ( هر نوع موهبتى : مالى ، احترامى ، منصبى ) [ است ] از بين برد هم مقتضى را ايجاد كرد و هم مانع را مفقود كرد . عطف به نمره . . . در بحار ، ج 15 ، قسمت دوم ، ص 185 داستانى نقل مىكند از اينكه عربى نسبت به آن حضرت تملق گفت و آن حضرت كراهت نشان داد . 23 . از جمله موضوعاتى كه بايد دربارهء رسول اكرم ، ما مسلمانان فكر كنيم اين است كه چگونه است كه در عصر جديد بزرگان دنيا رسول اكرم را حكيم دانسته‌اند و گفته‌اند مرد حكيمى بوده است . ماها اگرچه اگر بپرسند خواهيم گفت : او فوق حكيم است ، اما آيا اينقدر معرفت دربارهء آن حضرت داريم كه حكيم بودن او را تشريح كنيم ؟ ! فوق حكيم بودنش پيشكش ، ما اگر بتوانيم حكيم بودن آن حضرت را در كارها ، در گفتار ، در تقنين و تشريع بفهميم عقلهاى ما به جنبش خواهد آمد و تحول فكرى در ما پيدا خواهد شد . اولين حد معرفت ما اين است كه حكيم بودن آن حضرت را بفهميم بعد نوبت برسد به ما فوق حكيم بودن آن حضرت ، چون خود آن حضرت نبوت را حد اعلاى حكمت مىداند . در احاديث عقل و جهل على الظاهر اين مضمون هست . 24 . عطف به نمرهء 1 ، كلمهء سيره يك كلمهء عربى است كه در فارسى نيز استعمال مىشود ولى به معنى ديگرى در فارسى در مقابل صورت به كار مىرود . سعدى مىگويد : « شخصى به صورت درويشان نه به سيرت ايشان » . اين كلمه دربارهء رفتار و تاريخ پيغمبر از قديم الايام استعمال شده و كتاب به اين نام نوشته شده است قديمترين سيره اى كه سراغ داريم سيرهء ابن اسحاق است كه به نام سيرهء ابن هشام معروف است . به نظر مىرسد اين اسم كه « سيره » را بر تاريخ و سرگذشت زندگى آن حضرت اطلاق كرده‌اند نه به نوع رفتار آن حضرت ،